زمستان نمی دانم زمستان راهش را گم کرده است یا پاییز پای رفتن نداشته و زمستان بهش رسیده است ! شاید پاییز لنگان لنگان می رود که زمستان را ببیند بعد برود ! شاید بهانه ها برای زمستان جور بود و خواسته به دیدار پاییز بیاید ! نمی دانم زمستان عاشق پاییز است یا پاییز عاشق زمستان! شاید این همه عجله در کار زمستان دلیلی دارد شاید این پاییز است که مثل همیشه ناز دارد و این بار تهیهار خوبی برایش پیدا شده است خریداریاری که نازش را بکشد، هوایش را داشته باشد، برای در کنارش بودن زمین و زمان را به هم بزند، تقوی
برچسب:
نویسنده: غزل موسوی